۶ دشمن ستون فقرات

 

 ۶ دشمن ستون فقرات

 

 

١) شکم بزرگ:

در اين حالت، چون تعادل انحناي کمري يا لوردوز به هم مي‌خورد ستون مهره‌ها ناچار است انحناي مهره‌هاي سينه‌اي يا کيفوز را بيشتر کند و همين امر به گودي زياد کمر، قوز پشتي و بر هم خوردن راستاي قرار گرفتن سر و انحناي گردني منجر مي‌شود و درد ايجاد مي‌شود. 

٢) بد خوابيدن:

وقتي اصول صحيح خواب را رعايت نمي‌کنيد مي‌بينيد که صبح روز بعد از شدت درد قادر به بلند شدن نيستيد. بهتر است به پهلو بخوابيد و بالش شما فاصله شانه تا سر را پر کند. اگر به پشت بخوابيد، قوس گردني شما در صورت مناسب نبودن بالش به جاي تمايل به عقب، به جلو مي‌آيد و آرتروز گردني و درد ايجاد مي‌شود. بدون بالش خوابيدن يا بالش کوتاه همان‌قدر بد هستند که انتخاب بالش بلند. دمر هم نخوابيد و اگر مجبوريد يک بالش زير شکم و لگن خود بگذاريد تا گودي کمرتان زياد نشود و محل اتصال مهره آخر کمر به باسن دردناک نشود. تشک شما نبايد زيادي نرم يا زيادي سفت باشد.

٣) بغل کردن بچه‌ها:

بستن حامل‌هايي که بچه‌ها را در آن مي‌گذاريد به ستون مهره شما فشار مي‌آورد. اگر مي‌خواهيد فرزندتان را بغل کنيد او را به پهلو تکيه بدهيد، يعني يک پايش جلو و پاي ديگر بچه عقب باشد تا وزن او به پهلويتان وارد شود.

٤) نشستن چهار زانو يا دو زانو:

وقتي چهار زانو يا دو زانو مي‌نشينيد باعث تخريب غضروف خود مي‌شويد. روي صندلي استاندارد بنشينيد و زاويه ١٢٠ درجه را رعايت کنيد. قوز به جلو (زاويه کمتر از ٩٠) و يا عمود نشستن راستاها را به هم مي‌زند و بدن ما سعي مي‌کند به عضلات منطقه فشار بياورد تا در حد ممکن راستاهاي طبيعي را حفظ کنند و همين عامل، درد را به وجود مي‌آورد. پا، باسن، پشت و کتف شما بايد نقاط تماس هنگام نشستن صحيح باشند.

 ٥) ايستادن طولاني:

معمولا به دليل وجود شکم برآمده در چاق‌ها و يا عضلات ضعيف کمري در لاغرها و از همه بدتر عدم رعايت اصول صحيح ايستادن، به دنبال طولاني ايستادن دردها شروع مي‌شوند. وقتي مي‌ايستيد بايد يک پا جلوتر از ديگري باشد و پاي ديگر ١٥ سانتي‌متر بالاتر باشد تا فشار وزن‌تان عملا تقسيم شود. پاها را مرتب با حفظ همين ١٥ سانتي‌متر از زانو خم کنيد تا لوردوز کمري زياد نشود و درد و خستگي به وجود نيايد. در بعضي مشاغل، داشتن زيرپايي الزامي است.

٦) بلند کردن جسم سنگين:

رعايت اصول بلند کردن اجسام مهم است. جسم را با دست بگيريد. يک پا اهرم و پاي ديگر جلو باشد. دست‌ها به بدن چسبيده باشد و از راستاي دست‌ها نيرو بگيريد نه از کمرتان.

 

 

یا مهدی (عج)

 

 

75466858265.jpg

 

مهدی جان : سوالی ساده دارم در حضورت

                     من آیا زنده ام وقت ظهورت

                                       اگر که آمدی من رفته بودم

                                                       اسیر سال و ماه و هفته بودم

                                                                              دعایم کن دوباره جان بگیرم

                                                                                                          بیایم در رکاب تو بمیرم

       

میلاد نور بر منتظرانش مبارک

 

دل نوشته های ناصر حجازی

 

بهانه ای برای یادش

 

 

 

چربی خون را با این میوه از بین ببرید

 

گوجه سبز بخورید!


در این روزها پای ثابت ظرف میوه هر خانواده ایرانی گوجه سبز است به خصوص که در مقایسه با روزهای ابتدایی که به بازار آمد قیمت معقول‌تری نیز دارد. این میوه ترش‌مزه، میوه‌ نارس نوعی آلو است كه مصرف آن در كشور ما رواج دارد...

این میوه که خوردن نوبر آن بسیار لذت‌بخش است، اسید زیادی دارد و مصرفش برای افرادی كه اسید معده‌شان زیاد ترشح می‌شود، مناسب نیست. طبع گوجه‌سبز سرد است و در كسانی كه سردمزاج هستند زیاده‌روی در خوردن آن می‌تواند مشكل‌ساز شود. گوجه‌سبز میوه نارسی است و كسانی كه معده حساسی دارند با مصرف آن دچار سوءهاضمه می‌شوند.


 

گوجه‌سبز اسیدهای گیاهی و مقداری كربوهیدرات دارد و به نظر می‌رسد خاصیت كاهش‌دهنده چربی خون گوجه سبز، به دلیل اسیدهای گیاهی موجود در آن باشد. این میوه خاصیت مسهل هم دارد و به دلیل داشتن ویتامین C برای كسانی كه مبتلا به روماتیسم و نقرس هستند، مصرف متعادل آن توصیه می‌شود.

بهتر است كودكان زیر شش سال گوجه‌سبز نخورند یا والدین گوجه‌سبز را تا حدی بپزند و بعد به آنها بدهند تا هضم آن آسان‌تر شود. در مورد میزان مصرف مجاز نیز باید گفت كه هیچ‌جا اشاره‌ای به این موضوع نشده است ولی توصیه می‌شود فرد مصرف‌كننده با توجه به وضعیتی كه دارد و اثری كه خوردن مواد خام یا میوه كال بر او می‌گذارد، گوجه‌سبز بخورد. البته نباید فراموش کرد خوردن گوجه‌سبز با نمك به كاهش اسیدیته آن كمك می‌كند. مهم‌ترین مساله‌ای كه در مورد گوجه‌سبز باید به آن توجه كرد این است كه آن را سمپاشی می‌‌كنند و آلودگی بسیار فراوانی دارد. این میوه نیز آلودگی محیطی را به خود جذب می‌كند. در نتیجه هنگام شست‌وشو و مصرف آن باید دقت فراوان به خرج داد و همانند سبزی چندبار آن را شست. در غیر این صورت گوجه‌سبز به راحتی می‌تواند ناقل حصبه باشد.

 

پند و تجربه     

 

هر عملی از روی خشم محکوم به شکست است  

   

 

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

 آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند. بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید.

 گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت. چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت.

چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند. این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

 

ولی دیگرجریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود.

خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت.

 دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:

 یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.

و بر بال دیگرش نوشتند:                              

          هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

 

قدرت معجزه...

 

 

قدرت معجزه...

 

 

وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.

 


سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.

 

بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.

 

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟
دخترک جواب داد: برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!!

 

دختـرک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چیزی رفته و بابایم می گویـد که فقط معجـزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟

داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟

 

 

مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟
دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدی زد و گفت: آه چه جالب، فکـر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!

بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد.

آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.


فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.
پس از جراحی، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم یک معجـزه واقعـی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟

دکتر لبخندی زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد.... .

 

 

خيلي سودمند و حياتي

 

 

 جريانهاي شکافنده مهمترين علت غرق شدگي در درياي خزر

 

 http://up.p30day.com/images/47968610284829901419.jpg

 

هر ساله شاهدیم که صدها نفر از هموطنانی که برای گذراندن تعطیلات تابستان و اندکی تفریح به دریا می‌روند، به یکی از بدترین اشکال مرگ که همان غرق‌شدگی است، گرفتار شده، خاطره‌ای تلخ نیز در ذهن و جان بازماندگان بر جای می‌گذارند. با وجودی که در سالهای اخیر دلیل اصلی مرگ شناگران دریای خزر به خوبی شناخته شده است، لیکن اطلاع رسانی کافی در این زمینه صورت نگرفته و متأسفانه هر سال در فصل گرما، همان وقایع اسفناک سال قبل تکرار می‌شوند. خواندن چند خط زیر می‌تواند برای شما و عزیزانتان اهمیت حیاتی داشته باشد. لذا اندکی برای آن وقت بگذارید.

 شنا در دريا هرگز مشابه شنا در استخر نيست و علاوه بر دانستن فن شنا و داشتن مهارت زیاد، بايد ويژگيهای آب دريا را نيز شناخت. آب شور دریا در صورت برخورد با چشم، سوزش چشمی دردناکی ایجاد می‌کند و تمرکز شناگر را کاملاً از بین برده و او را در یافتن مسیر ساحل ناتوان می‌کند. در صورت ورود آب دریا به نای و ریه فرد، سرفه‌های شدیدی ایجاد می‌شود که عملاً شنا کردن را غیرممکن ساخته و شناگر کاملاً مستأصل می‌شود. ضربات امواج دریا، فرد را با خود به این سو و آن سو برده، تمام توان و انرژی وی را مستهلک می‌کنند. گل‌آلود بودن آبهای ساحلی دریای خزر موجب می‌شود که حتی با عینک شنا هم نتوان در زیر آب چیز زیادی مشاهده کرد و مثلاً ناحیه کم‌عمق را از عمیق تشخیص داده یا فرد در حال غرق شدن را در زیر آب یافت. فردی که در چنین شرایطی به دام افتد، بسیار دشوار بتواند خود را از مهلکه نجات دهد. ضمناً مطابق یک اصل، برای شنای افراد بالغ در آبهای دریایی با عمق بیش از یک و نیم متر، نه تنها آنها باید فنون شنا را به خوبی بدانند بلکه لازم است به توان فیزیکی و استقامات بدنی بالای خود نیز اطمینان داشته باشند. حتی با وجود مهارت بالا و توان بدنی فوق‌العاده، هنوز هم دریا جای امنی برای شنا نیست، چراکه:

جریان‌هاي ساحلي از عمده دلایل مرگ شناگران حرفه‌ای می‌باشند.

 

ادامه نوشته

کودکان و رفت و آمد در خیابان

 

به هنگام رفت و آمد در خیابان ها کودکان آسیب پذیرترین گروه محسوب می شوند

 

به هنگام رفت و آمد در خیابان ها کودکان آسیب پذیرترین گروه محسوب می شوند؛ زیرا تا حدود سن ده سالگی هنوز از مهارت های جسمی و شناختی لازم برای تشخیص و تصمیم گیری در مورد ایمنی خود در رفت و آمدها برخوردار نیستند. در ایران درمیان همه مصدومیت های غیرعمد منجر به فوت در کودکان زیر پنج سال، مصدومیت های ناشی از سوانح رانندگی مهمترین عامل مرگ و میر محسوب می شوند. سوانح رانندگی همچنین عمده ترین عامل مصدومیت در میان کودکان ۱۰ تا ۱۹ است.

● پیشگیری از مصدومیت های رانندگی

ادامه نوشته